فدای سرت؟
این نشد یکی دیگر...؟
ولی هیچکدام نمی دانستند,
این که رفت جان بود !
و آدم هم , یک جان
که بیشتر ندارد ...!!!
فدای سرت؟
این نشد یکی دیگر...؟
ولی هیچکدام نمی دانستند,
این که رفت جان بود !
و آدم هم , یک جان
که بیشتر ندارد ...!!!
با آدمها کاری نکنید
که بخاطر دوست داشتنتان از خودشان متنفر شوند
آدمی که از خودش متنفر شود
همه چیزش را از دست می دهد .
دائم افول می کنم از خویش این منم
رودی ک برخلاف مسیرش روانه است
اشک روان و موی پریشان و بار غم
چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است
آگاهی از درون تو یک آرزوی دور
چون کشف غارهای بدون دهانه است
جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل
در من ولی به سادگی یک ترانه است
در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست
چکش زدن به آهن سرد احمقانه است
چه خواهشها در این خاموشیِ گویاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد
بیا تا آنچه از دل میرسد بر دیده بنشانیم
زبانبازی به حرف و صوت، معنی را زیان دارد
چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا
که جفتِ جانِ ما در باغِ آتش آشیان دارد
الا ای آتشین پیکر بر آی از خاک و خاکستر
خوشا آن مرغِ بالاپر که بالِ کهکشان دارد
زمان فرسود دیدم هرچه از عهدِ ازل دیدم
زهی این عشقِ عاشقکش که عهدِ بی زمان دارد
ببین داسِ بلا ای دل مشو زین داستان غافل
که دستِ غارتِ باغ است و قصدِ ارغوان دارد
درونها شرحه شرحهست از دم و داغ جدایی ها
بیا از بانگِ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد
دهانِ سایه میبندند و باز از عشوه عشقت
خروشِ جانِ او آوازه در گوشِ جهان دارد
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
این که آویخته از دامنه ی کوه به دشت
می خرامد همه جا غلت زنان تا...، نرسد
ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ
از زمین کام بگیرد... به من اما، نرسد
پشت هر سنگ، درنگی ، پس هر خار، خسی
حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد
ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت
بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد
من به هرصخره ازین فاصله می کوبم ، سر
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
نه حوصله کسی رو دارم
♫ ♫ ♫ ♫
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست
رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست
انگاری قسمته فاصله از همو هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه نذار دور شم از خودم از خدا از همه
دستمو ول نکن که زمین میخورم
تو بری از همه آدما میبرم
تو خودت خوب میدونی که آرامشی
باید با من بمونی به هر خواهشی
انگاری قسمته فاصله از همو
هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه
نذار دور شم از خودم از خدا از همه
تو که دل بردیو رفتی من که افسرده و خستم
من که واسه کنارت بودن رو همه چشمایه خیسمو بستم
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست
-دستاشو داغون کرد
-سیگار کشید
-گریه کرد
-خوشو تو خونه حبس کرد
- ولی نشد...
اون لعنتی چسبیده بود گوشه قلبش و جدا نمیشد
![]()
روزهایی که برای هم می مردیم
![]()
چه جنـــــــونی ، چه نیـــــــازی، چه غمـــــــی ست...
دردم این است که من بی تـــــــو دگر ،
از همه دورم و بی خویشتنـــــــــم...
تا جنـــــون فاصلـــــه ای نیســت از اینجـــا که منــــم...
مگرم ســوی تــــــو... راهـــــی باشد.!
هرجا تو هر حالی یاد تو می افتم
پر میشم از خالی یاد تو می افتم
هر روز و هر سالی یاد تو می افتم
هرجا تو هر حالی
یاد تو می افتم
عکست که رو میزه اشکام که می ریزه
تو جمع و تو خلوت هر لحظه هر ساعت
تن خسته و دلتنگ من با همین آهنگ
یاد تو می افتم
که خدایش تو را به من برگرداند.
![]()
کسی که فراموشش کرده ام...
![]()

