ساحل نشسته ام من و دریا نمی شوی
از حال این شکسته که جویا نمی شوی
تعبیر خواب های تو ام تا سحر ، ولی
از خواب تلخ فاصله ها پا نمیشوی
این کوچه ها به درد من عادت نمی کنند
پا در خودم گرفتی و پیدا نمیشوی
آغوش تو ، لبان مرا خشک می کند
در قید و بند بوسه ی من جا نمی شوی
بشکن نقاب فاصله را - تا ببینمت
با این حجاب خاطره ، زیبا نمی شوی
کورند چشم های من از شب نشینی ات
پیچیده ای به حادثه – فردا نمی شوی
بر دفترم هجوم تنت موج می زند
شرقی تر از همیشه و رسوا نمی شوی
در من هنوز ذکر تو الهام می شود
حالا بگو خدای غزل ها نمیشوی
از حال این شکسته که جویا نمی شوی
تعبیر خواب های تو ام تا سحر ، ولی
از خواب تلخ فاصله ها پا نمیشوی
این کوچه ها به درد من عادت نمی کنند
پا در خودم گرفتی و پیدا نمیشوی
آغوش تو ، لبان مرا خشک می کند
در قید و بند بوسه ی من جا نمی شوی
بشکن نقاب فاصله را - تا ببینمت
با این حجاب خاطره ، زیبا نمی شوی
کورند چشم های من از شب نشینی ات
پیچیده ای به حادثه – فردا نمی شوی
بر دفترم هجوم تنت موج می زند
شرقی تر از همیشه و رسوا نمی شوی
در من هنوز ذکر تو الهام می شود
حالا بگو خدای غزل ها نمیشوی
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 15:47 توسط زینب
|