دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..
و لبم تشنه ترین تشنه ی لیوان شراب ...
...
من و دل در ته این کوچه ی بن بست گُمیم ..
مثل یک قطره که باریده به یک نهر پر آب ..
...
تن من مرده ترین زنده ی این شهر شب است ..
برسان فاتحه بر من که مباح است و ثواب ..
...
شب من معنی یک ظلمت محض است رفیق ..
پشت کردی به من و شب شد و من خانه خراب ..
...
لحظه هایم همه در خاطره ات می گذرند ..
خاطراتی که از آن نیست مرا دیده به خواب ..
و لبم تشنه ترین تشنه ی لیوان شراب ...
...
من و دل در ته این کوچه ی بن بست گُمیم ..
مثل یک قطره که باریده به یک نهر پر آب ..
...
تن من مرده ترین زنده ی این شهر شب است ..
برسان فاتحه بر من که مباح است و ثواب ..
...
شب من معنی یک ظلمت محض است رفیق ..
پشت کردی به من و شب شد و من خانه خراب ..
...
لحظه هایم همه در خاطره ات می گذرند ..
خاطراتی که از آن نیست مرا دیده به خواب ..
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 18:33 توسط زینب
|